هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی فراوانی و عوامل خطر مرتبط با کودکآزاری در مراجعان به مراکز بهداشتی- درمانی شهری بندرعباس بود. روش: محل انجام طرح، مراکز بهداشتی- درمانی و پايگاههای شهری بندرعباس و وظايف کارکنان مراکز در اين مرحله از طرح، شناسايی موارد کودکآزاری در مرکز بود. تمام کارکنان در کارگاههای آموزشی، جهت آشنايی با انواع کودکآزاری شرکت کردند. مراجعان در زمان ارجاع برای مراقبتهای معمول، از نظر کودکآزاری نيز معاينه میشدند و اگر نشانههای مشکوکی از اين پديده ديده میشد، موارد در فرمهای مربوط ثبت میشد. پژوهش حاضر، مرحله اول از طرحی بزرگتر، با هدف بررسی ضرورت ادغام برنامه پيشگيری از کودکآزاری در خدمات بهداشتی اوليه، و شامل شناسايی موارد کودکآزاری در مراکز بهداشتی- درمانی و عوامل خطر مرتبط بود. يافتهها: 110 مورد مسامحه و 19 مورد آزار فيزيکی در ميان کودکان مراجعهکننده به مراکز بهداشتی- درمانی شناسايی شد. بيشفعالی و اضطراب از عوامل مرتبط کودکآزاری مربوط به کودکان، بیسوادی و افسردگی از عوامل مربوط به مادران، و بیسوادی، اعتياد و بيکاری از عوامل مربوط به پدران بود. مسامحه با احتمال بيشتری در دختران، کودکان زير دو سال و کودکان دارای پدران جوان رخ داده بود و آزار جسمی بيشتر در پسران و کودکان بالای چهار سال و کمتر در بين کودکان دارای مادران دارای تحصيلات دانشگاهی و پدران جوان ديده شد. نتيجهگيری: کودکآزاری ناشی از عوامل مختلف مرتبط با کودک و والدين است. شناسايی اين عوامل خطر، در برنامهريزی مداخلههای مناسب برای کاهش کودکآزاری مفيد است. مراکز بهداشتی- درمانی، بهدليل مراجعه ماهانه و منظم خانوادهها، محل مناسبی برای شناسايی موارد کودکآزاری هستند.
Objectives : The aim of this study was to investigate the frequency of child abuse and its related risk factors in clients referred to urban healthcare centers in Bandar-Abbas, Iran. Method: The study was conducted in healthcare centers and urban bases of Bandar-Abbas. The centers’ staffs in this stage of the project identified the cases of child abuse. All the staffs participated in the workshops to be familiar with various types of child abuse. The clients while referring for usual care were also investigated for child abuse and in case of any suspicious signs, they were registered in related forms. This study was the first stage of a research project aiming at studying the necessity to include child abuse issues in primary health care services and it contained identification of cases of child abuse at healthcare centers and its related risk factors. Results: Among the children referred to the healthcare centers, 110 cases of negligence and 19 cases of physical abuse were recognized. Hyperactivity and anxiety were child-related risk factors of abuse and negligence. Illiteracy and depression of mothers, and illiteracy, addiction and unemployment of fathers were other risk factors. The rate of negligence was more in girls, children under two years and those with young fathers, and the rate of physical abuse was higher among boys and children over four years and was less in children having mothers with university degrees and those with young fathers. Conclusion: Child abuse is due to different factors relevant to child and parents. Identification of these risk factors is helpful in planning proper interventions to reduce child abuse. Having monthly and regular reference of families, healthcare centers are suitable places for identification of child abuse cases.