摘要:با افزايش حجم اطلاعات در حوزههای مختلف دانش، نياز به استفاده از شيوههای مناسب آموزشی جهت يادگيری و يادآوری دانشها و مهارتها ضروری میباشد. با استفاده از شيوههای نوين که بر کاوش و تأمل فراگير در موضوعات آموزشی تأکيد میکند میتوان يادگيری گروه هدف را افزايش داد. پرورش تفکر، استحکام آموزش و افزايش يادگيری اگر به طور دورهای براساس نيازسنجی آموزشی انجام شود و در برنامه آموزشی اعمال شود به صورت مؤثر باعث ارتقای کيفيت آموزشی خواهد شد. طرح روشهای نوين آموزشی در شرايط موجود که دانش هر لحظه در حال پيشرفت است و مديريت زمان در امر آموزش ضروری و اجتنابناپذير مینمايد، از اهميت ويژهای برخوردار است. دست يابی به روش برتر آموزش پزشکی هميشه موضوع جالب و بحث برانگيزی بوده است.در سال 1899 آقای ويليام اوسلر بيان نمود که سرعت پيشرفت و پيچيدگی علم پزشکی، مشکلاتی در ارتباط با بهرهمندی از دانش و مهارتهای لازم در آموزش پزشکی ايجاد میکند و يک راه جهت غلبه بر اين مشکل فراهم کردن شرايطی جهت مطالعه مستقل در فراگير میباشد(1). در برنامهريزی آموزشی بايد زمينه پرورش دانشجويان مستقل، خود آگاه و خلاق فراهم گردد (2). سيستم آموزشی هر کشوری بايد علاوه بر توجه به نيازهای اساسی فراگيران، به مسائل اجتماعی و مشکلات بهداشتی جامعه خود نيز توجه داشته باشد و آن را به عنوان معيارهای مهم تدوين و بازسازی برنامه درسی در نظر بگيرد(3) و در اين راستا خود فراگير با انتخاب عناوين با توجه به نيازهای آموزشی میتواند سهم بسزايی در ارتقای آموزش داشته باشد. اين امر علاوه بر افزايش انگيزه، و کار آمدی موجب تنوع زياد در دانش فراگيران شده و باعث میشود که دانش آموختگان بتوانند نقش مؤثرتری در برطرف کردن نيازهای جامعه خود داشته باشند(4). بر اين اساس استفاده از بوردهای آموزشی جهت آموزش مستمر کارورزان به عنوان يک تجربه جديد در گروه زنان و مامايی يرنامهريزی و اجرا شد.در اين فرآيند فراگير در يادگيری کارآمد–فعال و خلاق بوده و با خلق رويکردهای فردی، يادگيری خود را هدايت میکند. عناوين مختلف آموزشی مورد نياز کارورز در بخش زنان–بخش مامايی-ليبر و درمانگاه به صورت برنامهريزی شده و منظم با زمانبندی مناسب جهت درج در بورد آموزشی در اختيار کارورز گذاشته میشود. عناوين شامل مطالبی است که دانستن آن ارتقای سطح علمی کارورز را به دنبال دارد و بوردهای آموزشی بر اين اساس طرحريزی شده که اطلاعرسانی مستمر میتواند روش موفقی برای بالا بردن سطح آگاهی علمی و کسب مهارتهای لازم در جهت رفع نيازهای آموزشی باشد.هر چه موضوع و مطالب آموزشی جديدتر و جذابتر باشند، انگيزش يادگيری در دانشجويان بيشتر خواهد شد(5). کارورز اطلاعات مورد نياز جهت درج در بوردهای آموزشی را از طريق دسترسی به اينترنت و رفرنسها جمعآوری کرده و به طور منظم ثبت میکند. اين روش به عنوان روشی جديد و کارآمد در آموزش براساس کارورز محوری و آموزشی کار گروهی مطرح است و با طرح سؤال و گزارش مورد میتواند محرک يادگيری بوده و تطبيق با عرصه بالينی را به دنبال داشته باشد. استقبال فراگيران و مشارکت فعال ايشان تأييدی بر کارآيی اين روش جديد آموزشی میباشد. نگرش مثبت کارورز، رسيدن به اهداف آموزشی را تسريع میکند. در طی سالهای تدريس در دانشگاه نياز به روشی ساده، کم هزينه، جذاب و در دسترس همگان و قابل استفاده برای کليه سطوح آموزشی احساس میشد که پايه برنامهريزی اين فرآيند آموزشی شد. شيوه تدريس دوره دکترا نبايد معلم محور و غيرفعال باشد زيرا روشهای تدريس غيرفعال نمیتواند دانشآموختگانی تربيت کند که در آينده بتوانند به عنوان صاحبنظر، مشکلات را تجزيه و تحليل کرده و راه حل مناسب ارائه نمايند(6). ابتدا به صورت پايلوت با حضور تعدادی از اينترنها در يک دوره آموزشی فرآيند جديد اجرا شد و با دوره قبلی که اين فرآيند انجام نشده بود مقايسه گرديد. با نظرخواهی از کارورزان نياز يادگيرندگان و زمينههای مورد علاقه آنان جهت مطرح شدن در بوردهای آموزشی هر بخش )زنان، مامايی، زايشگاه و درمانگاه). به طور جداگانه با تأکيد بر جنبههای مهم يادگيری لازم در هر بخش مشخص شد. سپس با برقراری جلسه توجيهی مراحل فرآيند در آغاز هر بخش به کارورزان توضيح داده شد. طبق برنامه تعيين شده آغاز هر دوره، مطالب روز علمی، از طريق بانکهای اطلاعاتی توسط فراگير جمعآوری و نکات کليدی آن با ابتکار و نوآوری خود کارورز (به صورت فردی يا گروهی) در بوردهای آموزشی همراه با رفرنس مربوطه جهت کاوش بيشتر درج شد. مراحل اجرای برنامه به صورت دورهای و مستمر مورد ارزيابی قرار میگرفت و فيدبک آن در طی 2 ماه گذراندن بخش زنان و مامايی به فراگيران داده میشد. پيامدهای آموزشی مفيد 1- نوآوری و رقابتهای آموزشی مفيد بين کارورزان 2- ايجاد انگيزه، تفکر خلاق، استخراج مطالب آموزشی به روز و کارآمد 3- افزايش مشارکت يادگيرنده (گروه هدف) و ساير يادگيرندگان در فعاليتهای آموزشی و تبادلنظر سطوح مختلف علمی در مورد مطالب درج شده در بوردهای آموزشي 4- افزايش آگاهی ساير سطوح فراگير در سيستم آموزشی از جمله پرستاران، کارآموزان، دستياران و دانشجويان ساير رشتهها 5- تبديل فراگير به يادگيرنده خود تنظيم به اين صورت که به تدريج بدون نياز به نظارت، شخصاً در جهت افزايش يادگيری تلاش کرده، به آن جهت بخشيده و يادگيری خود را پايش و ارزيابی کند. 6- افزايش اعتماد به نفس فراگير در بالين بيمار، ناشی از افزايش سطح دانش 7- اختصاص دادن زمان مناسب به مطالعه در دوره کارورزی براساس نيازسنجی آموزشی، به دليل لزوم رعايت اصل «نکتهنويسي» جهت انعکاس مطالب در بوردهای آموزشی و ارائه همزمان کتبی مطالب به مسؤول مربوطه جهت ارزيابی مستمر 8- استفاده در ارزشيابیهای آموزشی و کارآزمايیهای بالينی کارورزان اين روش 9- اين روش به دليل ساده، کم هزينه و جذاب بودن فرآيند، قابل تعميم به ساير گروههای آموزشی میباشد. البته چالشهايی در اجرای برنامه وجود دارد از جمله جلب همکاری پرسنل در جهت نگهداری بوردهای آموزشی و نياز به حفظ پويايی فرايند بطور مستمر از طريق جلوگيری از يکسان نويسی بايد در نظر گرفته شود. و راه حل انتخابی به صورت: اختصاص زمان بيشتر به اين روش در آموزش و جلب همکاری ساير اساتيد جهت افزايش کارآيی و اثربخشی،برقراری جلسات رسمی تجزيه و تحليل و بحث علمی در مورد نکات موجود در بوردهای آموزشی با حضور اساتيد و کارورزان.به دليل نياز به استمرار برنامه، پيگيری توسط يک فرد مسؤول در جهت ارزيابی مداوم و سنجش اعتبار مطالب پيشنهاد میشود. منابع 1.Teunissen PW, Dornan T:Lifelong learning at work. BMJ (clinical Researched) 2008, 336(7645):667-669. 2. Lynch J ,Michael V.Quadrant analysis as a strategic planning, technique in curriculum development and program marketing. Journal of marketing for Higher Education 1996;7(2):17-32. 3. Stephen GH.The systems thinking approach to strategic and management.London:CRC Press.1995. 4. School of Nursing the university of North Carolina.[ cited 2005 Sep 20].Available from: http://www.uncg.edu/nur/shared/phdhandbook.6-.7pdf 5. Paris SG, Paris AH. Classroom applications of research on self-regulated learning. 2001;36(2):89-101. 6. Butts JB,Lundy KS.Teaching philosophy of science in nursing doctoral education. J Nurs Scholarsh 2003; 35(1); 87-91.